|
كاش میشد سرنوشت خویش را از سرنوشت كاش میشد اندكی تاریخ را بهتر نوشت كاش میشد پشت پازد برتمام زندگی حاصل عمر خود را گونه ای دیگر نوشت
--------- همیشه تو زندگی یکی هست که درد دلتو بهش بگی/ولی از اون روز بترس که همون نفر بشه بشه درد دلت --------- امروز رفتاری نكنیم كه فردا حسرت بخوریم چون امروز فردایمان را میسازد --------- مثل كبریت كشیدن در باد، دیدنت دشوار است. من كه به معجزه عشق ایمان دارم، میكشم آخرین دانه كبریتم را در باد هرجه باداباد --------- من در این کلبه خوشم تو در ان اوج که هستی خوش باش / من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش ( غار) --------- شادی را علت باش ، نه شریک ... و غم را شریک باش ، نه دلیل (زرتشت) --------- زیباترین حکمت دوستی به یادهم بودن است نه درکنارهم.به یادتم --------- وقتی درد می مکد جان را قطره به قطره وقتی قافیه ی غم سطر به سطره ناگه به یاد می آرم:یک دریچه به روشنی.آن دری که بر شانه ی تو نهم سری بگریم های های و به تو شرح حال خود گویم از قصه ی پرملال خود گویم اما فقط نورسیاه آن دریچه ست حاصلم جز خیال هیچ نیست مقابلم --------- کسی که خدا را از یاد ببرد خود را از یاد برده است.استوارترین رشته ای که بدان پیوند میکنی رشته بین تو وخداوند است باذکر خدا نعمت نازل میشود.از بد گمانی بپرهیز که بدگمانی ایمان را از بین برده همیشه مثبت بیاندیشید و از افراد منفی نگر دوری ورزید --------- گاهی مبارز بدون اینکه خواسته باشد گام اشتباهی بر می دارد و به درون گرداب سقوط میکند ، یک چیز را به خاطر بیاور آنچه باعث غرق شدن می شود فرو رفتن در آب نیست ماندن در زیر آب است --------- قصه نیستم،که بگویی...نغمه نیستم،که بخوانی...صدا نیستم،که بشنوی...یا چیزی چنان که ببینی...یا چیزی چنان که بدانی...من درد مشترکم..مرافریادکن... --------- همیشه منتظر كسی باش كه اگه حتی توی ساده ترین لباسم بودی حاضر باشه تو رو به همه ی دنیا نشون بده و بگه كه : \"این دنیای منه\ --------- این همه دنبال تو بودم که چی؟از تو نوشتمو سرودم که چی؟عمری شدی بودو نبودم که چی؟شدی تمومه تارو پودم که چی؟دیگه دلم بی غزل و ترانست /بدونه نغمه های عاشقونست /خسته شدم از توو از خیالت./از همه محبت محالت/دیدی زمونه دشمن عاشق/عاقبت عشق حقیقی دق --------- موضوع مطلب:
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 دی 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهد.
اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر ۸ ساعت یکی. تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در ۲۲ روز سال رشد می کنند: دهه اول محرم + ۱۲روز اول عید. یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه. شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین میگن واسه اینکه پول فطرمون بیفته گردن شهرداری. به آدامس می گن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم. جشنواره فیلم اصفهان: 1) دو نفر با یک تخم مرغ! 2) تا حالا موز خوردی؟! 3) ۱۰ نفر زیر یک چتر! 4) من هوشنگ ۱۵ تومان دارم! 5) دیشب باز هم پیتزا خوردم. --------------------------------------------------- برای خواندن ادامه اینجا را کلیک کنید موضوع مطلب:
جوک و اس ام اس،
مطالب طنز،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 دی 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
هر کسی یه روزی میاد یه روزی میره، یکی با دلش میره، یکی با پاهاش، ولی مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره جاده خوشبختی در دست تعمیر است دور بزن این اسمش تقدیره هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند یه ضرب المثل نمیدونم کجایی میگه که به هیچ کس به جز خودت و خرت اعتماد نکن منم به جز خودم و خودت به هیچ کس اعتماد نمیکنم هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که...... ماهشون مال منه زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن ببین دیگه به این شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخی هم ندارم میخوام این خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم اسمان را ستاره زیبا میکند باغچه را گل عشق را محبت بیابان را چمن چشم را اشک و تو را عمل کردن دماغ زیبا میکند بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکنی قشنگ نمیشی پس بیخود زور نزن دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو ........... روزی که با تو ست مغرور نشو .... روزی که بر علیه توست ما یوس نشو گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درماندردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست میدونی چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط یکی دونه قلب داده؟ برای این که بگردی , اون یکیش رو پیدا کنی انواع قهوه : 1- شیرین مثل چشات2 - رقیق مثل قلبت3- تلخ مثل دوریت هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است سلام،میدونی رفیق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانایی هم معنی نداشت. اگه زشتی نبود زیبایی هم بی معنی بود. میبینی؟ دنیا به تو هم نیاز داره طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر می گویم به یادت در قفس غمگینو خسته ... من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ... ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی میدونی دریا چرا دریا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هیچ و قت دریا نمی شد،من یه دریام و تو موجهای منی به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است تو اون فرشته ای که وقتی در فصل بهار قدم میزنی برگ درختان انتظار پاییز را میکشند تا به جای پاهایت بوسه بزنند در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد... در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم. بازهم کبوتراحساسم بال می گشاید تادرآبی بی کران آسمان قلبت به پروازدرآید.گویا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجایش ذهنش نیست. ای کاش از بدو تولد کور بودم تا که هیچگاه دریای عشق را در چشمان ملیح و فریبایت نمی دیدم سرو اسوه مقاومت و پایداریست من یه سروم چون تو ریشه منی اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون برای تو هرگز کم نمی یاد اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه دوستت دارم.به وسعت یه کهکشان.ای نام تو مرهم روح و روانم می خوانم از تو و می گویم که به پای تو مانند شمعی آب می شوم تا پایان. مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که آبنباتش را به دریا انداخت تا اب شیرین شود پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست.. هر وقت تونستی با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی دو سه ده سال که از عمر گذشت آینه بانگ زند ای جوان پیر شدی قله¬ی عمر گذشت، باخبر باش که از قله سرازیر شدی درشیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است. اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نمیکنمٍ اگه زندگی بلد نباشم زندگی نمیکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو یاد میگیرم. دوست دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی سلام از معاملات عشقی مزاحمتون میشم ببخشید قلب شما مستاجر نمی خواد؟؟؟؟ عشق دروغی بود که در تمام این سال ها باورش داشتم و چه تاوان سنگینی داشت همین اشتباه کوچک در این دنیای نامردان که مردانش عصا از کور می دزدند منم خوش باور نادان محبت آرزو کردم عشق از هر گل سرخی دلپذیر تر است ، اما خارهای آن قلب تو را عمیق تر از هر خاری سوراخ می کند آرام باش ،توکل کن،تفکر کن،آستین ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را میبینی که زودتر از تو دست به کار شده ان سنگ قبرم را نمیسازد کسی .مانده ام در کوچه های بی کسی.بهترین دوستم مرا از یاد برد سوختم خاکسترم را باد برد من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی میکوبم و به یادش با قلم سبز بهار مینویسم ای دوست خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست!!! اینگونه باش:شاد اما دلسوز...ساده اما زیبا...مصمم اما بی خیال...متواضع اما سربلند...مهربان اما جدی...سبز اما بی ریا...عاشق اما عاقل...!!!!؟؟؟؟ راز شادی در لذت پاک بردن از چیزهای ساده است نمی خوام بگم قدر 1 دنیا دوست دارم چون دنیا 1روز تموم می شه نمی خوام بگم سیاهی چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم می شه نمی خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلکه عاشقتم بر سنگ قبر من بنوسید خسته بود . اهل زمین نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد مانده بود با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهی از تضادم ! سرخ و سبز ، صورتی و آبی ... زمزمه می کنم هر لحظه هرز ، ترا ... بیهوده از بهشت سخن می رانیم ... تنها یک روز پریدن به آنطرف دیوار بهشت موعود است ... پرواز کن قناری و نترس ... آسمان برای تو بی انتهاست ارزویم این است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی/ آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت می خواهد اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به یاد مرگ. بر لوح شیشه ای قلبت بنویس: یا تو و عشق، یا من و مرگ. اگه مغرورم اگه زخمی و خسته ام تو ببخش اگه دورم اگه زندونی و بسته ام تو ببخش دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟ میدونی این چیه؟! ( ) ( ) ( ) ( ) () این دل منه که روز به روز برات تنگ تر میشه...... همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه شاید آن درگران در دستان من عطر تن تو باشد. با تو می گویم از عشق با تو می گویم از مهربانی صادقم با تو.آرزوی دیرین من با صدایی رسا فریاد می کشم: دوستت می دارم تا بی نهایت. زندگی مرگ است و مرگ است زندگی ... پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی ... به توعادت کرده بودم /ای به من نزدیکترازمن ای حضورم از تو تازه /ای نگاهم از تو روشن موضوع مطلب:
جوک و اس ام اس،
کلمات کلیدی:
اس ام اس sms عاشقونه با حال،
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 دی 1388 | توسط باران | نظرات()
من یك فنجون چای داغ را به تو ترجیح میدهم چون اون فقط زبونم را میسوزونه و تو دلمو
--- گندم گواه باش، که مرا برای ترساندن آفریدن، من تشنه دوستی پرنده ای بودم، که سهمش از من ، گرسنگی بود... --- مردم اشتباهات كوچك خود را روی هم میریزند و از آن غولی میسازند كه نامش تقدیر است. --- باران که باریدن گرفت گوئی قطراتش رقصان بر زمین می آمدند در لطافت باران که نگریستم عاشق تر شدم براستی که هم بر باغ می بارد و هم بر بیابان هم بر گل یاس می بارد و هم بر خس و خار ایکاش از باران بیاموزیم مهرورزیدن را --- بلور اشک های من همان آغاز تنهایی است / مرور خاطرات دل عجب تکرار زیبایی است --- نخ داخل شمع از شمع پرسیدچراوقتی من میسوزم تواب میشی شمع جواب داد مگه میشه کسی که تو قلبم بسوزه من اشک نریزم --- زندگی حكایت باران و گیاه، و روایت كاه و كهرباست.باید كه عاشقانه خواست، مشتاقانه شتافت تا صادقانه یافت. --- عاقبت یک روز مغرب محو تماشای مشرق میشود عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود شرط میبندم زمانی که نه زود است و نه دیر مهربانی حاکم کل مناطق میشود . . . --- با آبی عشق پر کشیدن زیباست / در لحظه غم ، تو را سرودن زیباست منظورم از این ترانه میدانی چیست ؟ / یعنی که همیشه با تو بودن زیباست . . . --- عشق را وارد دعای خود کن ، زیرا دعا زیباترین گفتگوی عاشقانه با خداست . . . --- اری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست --- راه زندگی همیشه هموار نیست گاهی در کوره راه ها نیاز به جهت یابی است و زمانی که راه در تاریکی است، اگر خوب بنگرید نوری شما را هدایت خواهد کرد . --- زندگی زیباست چشمی باز کن / گردشی در کوچه باغ راز کن هر که عشقش در تماشا نقش بست / عینک بدبینی خود را شکست علت عاشق ز علتها جداست / --- موضوع مطلب:
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آذر 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی.شاید باور نکنی، از من همین کلمات که با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می ماند و خود کاری که هیچ گاه آخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت.شاید یک روز وقتی می خواهی احوال مرا بپرسی،عکسم را در صفحه سفر کرده ها ببینی.شاید کودکی گستاخ و بازیگوش با شیطنت سفر بی بازگشتم را از دیوار سیمانی کوچه اِتان بکند و پاره کند.تمام دغده هایم این است که آیا بعد از این سفر محتوم می توانم همچنان با تو سخن بگویم؟ آیا دستی برای نوشتن ودلی برای تپیدن خواهم داشت؟شاید باور نکنی، اما دوست دارم مدام برایت بنویسم.بعضی وقتها که کلمات را گم می کنم،دوست دارم، دشتها، دریا ها،کوه ها،جنگلها،ستاره ها و هرچه در کاینات هست همه وهمه کلمه شوند تا بهتر بنویسم.دوست دارم تا به حیات کلمه ای نجیب دست یابم تا رهگذران غمگین صبحگاهان،زیر آفتابی نارس مرا زمزمه کنند.میدانم که خسته ای اما دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند و نگاهت کنند تا به حقیقت این جمله را دریابی که می گوید:مرا از یاد خواهی برد، نمی دانم؟ولی می دانم از یادم نخواهی رفت...
---------------------- برایت آرزو مىکنم که عاشق شوى، و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد، و پس از تنهاییت، نفرت از کسى نیابى، آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ...... ویکتور هوگو من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید بار دوم هم نگاه کرد. ویکتور هوگو در زندگی یک مرد ۲ روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد. ویکتور هوگو خوشبخت كسی است كه به یكی از دو چیز دسترسی دارد : یا كتابهای خوب یا دوستانی كه اهل كتاب باشند. ویکتور هوگو هرگز در میان موجودات مخلوقی كه برای كبوتر شدن آفریده شده كركس نمیشود. این خصلت در میان هیچ یك از مخلوقات نیست جز آدمیان. ویکتور هوگو تمام جهنم در یک کلمه وجود دارد:تنهایی. ویکتور هوگو خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگویم، هزاران جلد کتاب می شود ولی آنچه در دل دارم یک جمله بیش نیست. ویکتور هوگو کینه و تنفر را به کسانی واگذار کنید که نمی توانند دوست بدارند. ویکتور هوگو انسان، انسان است چون که می گرید، ولی به حال کسی که هرگز نمی گرید باید گریست. ویکتور هوگو هستی جز احساس پایان قریب الوقوع، و هم گاهی کیفیت بودن با نبودن، رفتن در بوته آزمایش، و خطر دائمی لغزش احتمالی چیزی نیست . ویکتور هوگو ببدیهای اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جای ناله جای آن دارد که درصدد رفع آن برآئیم . ویکتور هوگو عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند. ویکتور هوگو آزادی ما از نقطهای شروع می شود که آزادی دیگران پایان مییابد. ویکتور هوگو بدبختی، مربی استعداد است. ویکتور هوگو بهمرگ راضی شدن، بهفتح نائل شدن است. ویکتور هوگو تعارف و خوش آمدگوئی، چیزی مانند بوسیدن از روی چادر است. ویکتور هوگو جسد دشمنی را که تشییع میکنی سنگین نیست. ویکتور هوگو خدا فقط آب را آفرید، انسان شراب را. ویکتور هوگو در بینوائی همچنان که در سرما نیز دیده میشود، آحاد به یکدیگر فشرده میگردند. ویکتور هوگو شاید بتوان از هجوم سیلآسای یک ارتش ممانعت کرد، اما از هجوم افکار و عقاید نمیتوان جلوگیری نمود. ویکتور هوگو فقر و مسکنت ، مردان را بهجنایت و زنان را بهفحشاء سوق میدهد. ویکتور هوگو فکر کردن، شغل ذهن است، خواب دیدن، تفریح آن. ویکتور هوگو فلسفه، میکروسکوپ افکار است. ویکتور هوگو گاهی کار فقر و بیچارگی به جائی میرسد که رشتهها و پیوندها را میگسلد، این مرحلهای است که تیرهبختان و سیاهکاران چون بدانجا رسند درهم آمیخته و در یک کلمه که "شومی" است شریک میشوند، این کلمه بینوایان است. ویکتور هوگو وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد، یعنی رأی بالاترین مرجع اعلام شده است. ویکتور هوگو همهجا شادمانی قشر نازکی است که روی رنج و بیچارگی کشیدهاند. ویکتور هوگو هیچ چیز مثل بدبختی کودکان را ساکت نمیکند.ویکتور هوگو آنانکه نمیتوانند خود را اداره کنند، ناچار از اطاعت دیگرانند. ویکتور هوگو آینده کودکان بسته بهتربیت پدر و مادر است. ویکتور هوگو ادبیات، راز پنهانی تمدن است، شعر، سرّ مکتوم آمال است.ویکتور هوگو از آن در شگفتم که در سینه دلی دارند و میپندارند که آسایش و سعادت بشر جز مهر و صفا راه دیگری دارد. ویکتور هوگو از کوچکی میل داشتم بزرگ باشم. ویکتور هوگو امید در زندگانی بشر آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان. ویکتور هوگو انسان در این عالم چون شبح سرگردانی است که هنگام عبور از این راه، حتی سایهای از خود به یادگار نمیگذارد. ویکتور هوگو باید درهای علم به روی همه باز باشد، هرجا مزرعه هست، هرجا آدم هست، آنجا کتاب هم باید باشد. ویکتور هوگو بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را میطلبی. ویکتور هوگو بهترین دوستان من کسانی هستند که پیشانی و ابروهای آنها باز است. ویکتور هوگو خدمت بهوطن نیمی از وظیفه است و خدمت بهانسانیت، نیم دیگر آن. ویکتور هوگو ---------------------------------------- نخ داخل شمع از شمع پرسیدچراوقتی من میسوزم تواب میشی شمع جواب داد مگه میشه کسی که تو قلبم بسوزه من اشک نریزم ----- اگر ای آسمان خواهم كه یكروز از این زندان خامش پر بگیرم به چشم كودك گریان چه گویم ز من بگذر، كه من مرغی اسیرم ----- شاد بودن هنر است شادکردن هنری والاتر لیک هرگز نپسندیم به خویش،که چو یک شکلک بی جان شب و روز بیخبر ازهمه خندان باشیم بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد شاد بودن هنر است،گر به شادی تو دلهای دگر گردد شاد ----- در این دنیای بی حاصل چرا مغرور می گردی سلیمان گر شوی آخر نصیب گور می گردی ----- لحظات را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم،غافل از اینكه لحظات همان خوشبختی اند. {دكتر علی شریعتی} ----- دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریا می دوخت و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است كسی كه خالی وجودم را از خود پر می كرد و پری دلم را با وجود خود خالی دلم برای کسی تنگ است کسی که بی من ماند کسی که با من نیست دلم برای کسی تنگ است که بیاید و به هر رفتنی پایان دهد دلم برای کسی تنگ است که آمد رفت ...... و پایان داد کسی .... کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود... ----- جایی بنویس که هیچ کس دوبار زندگی نکرده است و هرروز به آن نگاه کن (محمود ستایش) ----- \"من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم \"که برای تو و تصویر دلت میمیرم ............. ----- عشق کودکانه از این اصل پیروی می کند که: (( من دوست دارم چون دوستم دارند.)) عشق پخته و کامل از این اصل که: (( مرا دوست دارند، چون دوستشان دارم.)) عشق نا بالغ می گوید: (( من تو را دوست دارم چون به تو نیازمندم .)) عشق رشد یافته می گوید: (( من به تو نیازمندم چون دوستت دارم.)) ----- موضوع مطلب:
شعر و جملات عاشقانه،
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 آذر 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
۱- عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 2- منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیكترین راه به الله حسین است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 3 - با آب طلا نام حسین قاب كنید، با نام حسین یادی از آب كنید، خواهید كه سر بلند و جاوید شوید، تا آخر عمر تكیه به ارباب كنید * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 4 - علی یك دسته گل از یاس آورد ز طوبی شاخه ی احساس آورد میان باغی از گل های زهرا خوشا ام البنین عباس آورد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 5 - دریچه ی عشق و عاشقی باز شود دل ها همه آماده پرواز شود بانوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود السلام علیك یا ابا عبدالله * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 6 - قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش كه در محشر نگویند چرا پرونده ات امضا ندارد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 7 - پیر همه بود اگرچه او كودك بود صبرش ز غریبی پدر اندك بود می كرد به نی اشاره می گفت رباب ای كاش سر نیزه كمی كوچك بود ( فرا رسیدن ایام ماه محرم را تسلیت می گوییم ) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 8 - با نام حسین به سینه ها گل بزنید از اشك به بارگاه او پل بزنید گویید كه هر زمان گرفتار شدید بر دامن ما دست توسل بزنید التماس دعا، عزا دار امام حسین * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 9 - هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت جان دست حسین است نه بازیچه قاتل * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 10 - فرش بر رونق بازار حسین می نازد عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد ابر بر اشك عزادار حسین می نازد قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد كربلا هم به علمدار حسین می نازد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 11 - می گویید شیشه ها احساس ندارند. ولی هنگامی که با انگشت روی شیشه ی بخار گرفته نوشتم یا حسین آرام گریست ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 12 - آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 13 - نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 14 - عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 15 - امام سجاد (ع) : هر مؤمنی كه بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی كه اشك بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 16 - دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله ، چون زمین هم میكند با نام زینب هلهله . دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود ، صحنه جنگیدن عباس اكران میشود . آغاز ماه محرم را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میكنم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 17 - گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرام * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 18 - ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 19 - السلام علیك یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود . آغاز محرم حسینی را تسلیت عرض مینمایم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 20 - به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند كه در بازار عشقت ، به جز جان هیچ كالایی ندارم یا حسین جان * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشوار به پا شد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ای به دل بسته ، قدری آهسته کن مدارا با ، زینب خسته ... یا حسین مظلوم ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن تموم حاجتا رو همه از می گیرن بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه شبای جمعه زهرا زائر این زمینه سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * السلام ای وادی کرببلا السلام ای سرزمین پر بلا السلام ای جلوه گاه ذوالمنن السلام ای کشته های بی کفن * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود دلها همه آماده ی پرواز شود با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز دانشآموزان عالم را همه دانا کند ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم فردا كه كسی را به كسی كاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه كنم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟ آهی کشید و گفت ماه محرم است... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * باز محرم رسید، ماه عزای حسین سینهی ما میشود، كرب و بلای حسین كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * فرشتهها از امشب صبوی غم مینوشن دوباره اهل جنت پیرهن سیاه میپوشن * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * با آب طلا نام حسین قاب کنید با نام حسین یادی از آب کنید خواهید مه سربلند و جاوید شوید تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است اس ام اس سخنان دکتر شریعتی ویژه محرم حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، اما افسوس كه به جای افكارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی نامیدند. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری می کنند . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * . آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * موضوع مطلب:
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 آذر 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی.شاید باور نکنی، از من همین کلمات که با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می ماند و خود کاری که هیچ گاه آخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت.شاید یک روز وقتی می خواهی احوال مرا بپرسی،عکسم را در صفحه سفر کرده ها ببینی.شاید کودکی گستاخ و بازیگوش با شیطنت سفر بی بازگشتم را از دیوار سیمانی کوچه اِتان بکند و پاره کند.تمام دغده هایم این است که آیا بعد از این سفر محتوم می توانم همچنان با تو سخن بگویم؟ آیا دستی برای نوشتن ودلی برای تپیدن خواهم داشت؟شاید باور نکنی، اما دوست دارم مدام برایت بنویسم.بعضی وقتها که کلمات را گم می کنم،دوست دارم، دشتها، دریا ها،کوه ها،جنگلها،ستاره ها و هرچه در کاینات هست همه وهمه کلمه شوند تا بهتر بنویسم.دوست دارم تا به حیات کلمه ای نجیب دست یابم تا رهگذران غمگین صبحگاهان،زیر آفتابی نارس مرا زمزمه کنند.میدانم که خسته ای اما دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند و نگاهت کنند تا به حقیقت این جمله را دریابی که می گوید:مرا از یاد خواهی برد، نمی دانم؟ولی می دانم از یادم نخواهی رفت...
---------------------- برایت آرزو مىکنم که عاشق شوى، و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد، و پس از تنهاییت، نفرت از کسى نیابى، آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ...... ویکتور هوگو من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید بار دوم هم نگاه کرد. ویکتور هوگو در زندگی یک مرد ۲ روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد. ویکتور هوگو خوشبخت كسی است كه به یكی از دو چیز دسترسی دارد : یا كتابهای خوب یا دوستانی كه اهل كتاب باشند. ویکتور هوگو هرگز در میان موجودات مخلوقی كه برای كبوتر شدن آفریده شده كركس نمیشود. این خصلت در میان هیچ یك از مخلوقات نیست جز آدمیان. ویکتور هوگو تمام جهنم در یک کلمه وجود دارد:تنهایی. ویکتور هوگو خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگویم، هزاران جلد کتاب می شود ولی آنچه در دل دارم یک جمله بیش نیست. ویکتور هوگو کینه و تنفر را به کسانی واگذار کنید که نمی توانند دوست بدارند. ویکتور هوگو انسان، انسان است چون که می گرید، ولی به حال کسی که هرگز نمی گرید باید گریست. ویکتور هوگو هستی جز احساس پایان قریب الوقوع، و هم گاهی کیفیت بودن با نبودن، رفتن در بوته آزمایش، و خطر دائمی لغزش احتمالی چیزی نیست . ویکتور هوگو ببدیهای اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جای ناله جای آن دارد که درصدد رفع آن برآئیم . ویکتور هوگو عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند. ویکتور هوگو آزادی ما از نقطهای شروع می شود که آزادی دیگران پایان مییابد. ویکتور هوگو بدبختی، مربی استعداد است. ویکتور هوگو بهمرگ راضی شدن، بهفتح نائل شدن است. ویکتور هوگو تعارف و خوش آمدگوئی، چیزی مانند بوسیدن از روی چادر است. ویکتور هوگو جسد دشمنی را که تشییع میکنی سنگین نیست. ویکتور هوگو خدا فقط آب را آفرید، انسان شراب را. ویکتور هوگو در بینوائی همچنان که در سرما نیز دیده میشود، آحاد به یکدیگر فشرده میگردند. ویکتور هوگو شاید بتوان از هجوم سیلآسای یک ارتش ممانعت کرد، اما از هجوم افکار و عقاید نمیتوان جلوگیری نمود. ویکتور هوگو فقر و مسکنت ، مردان را بهجنایت و زنان را بهفحشاء سوق میدهد. ویکتور هوگو فکر کردن، شغل ذهن است، خواب دیدن، تفریح آن. ویکتور هوگو فلسفه، میکروسکوپ افکار است. ویکتور هوگو گاهی کار فقر و بیچارگی به جائی میرسد که رشتهها و پیوندها را میگسلد، این مرحلهای است که تیرهبختان و سیاهکاران چون بدانجا رسند درهم آمیخته و در یک کلمه که "شومی" است شریک میشوند، این کلمه بینوایان است. ویکتور هوگو وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد، یعنی رأی بالاترین مرجع اعلام شده است. ویکتور هوگو همهجا شادمانی قشر نازکی است که روی رنج و بیچارگی کشیدهاند. ویکتور هوگو هیچ چیز مثل بدبختی کودکان را ساکت نمیکند.ویکتور هوگو آنانکه نمیتوانند خود را اداره کنند، ناچار از اطاعت دیگرانند. ویکتور هوگو آینده کودکان بسته بهتربیت پدر و مادر است. ویکتور هوگو ادبیات، راز پنهانی تمدن است، شعر، سرّ مکتوم آمال است.ویکتور هوگو از آن در شگفتم که در سینه دلی دارند و میپندارند که آسایش و سعادت بشر جز مهر و صفا راه دیگری دارد. ویکتور هوگو از کوچکی میل داشتم بزرگ باشم. ویکتور هوگو امید در زندگانی بشر آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان. ویکتور هوگو انسان در این عالم چون شبح سرگردانی است که هنگام عبور از این راه، حتی سایهای از خود به یادگار نمیگذارد. ویکتور هوگو باید درهای علم به روی همه باز باشد، هرجا مزرعه هست، هرجا آدم هست، آنجا کتاب هم باید باشد. ویکتور هوگو بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را میطلبی. ویکتور هوگو بهترین دوستان من کسانی هستند که پیشانی و ابروهای آنها باز است. ویکتور هوگو خدمت بهوطن نیمی از وظیفه است و خدمت بهانسانیت، نیم دیگر آن. ویکتور هوگو ---------------------------------------- خوشبختی عطری است كه وقتی آن را بر دیگران می پاشی چند قطره از آن بر تو نیز خواهد پاشید ( امرسون ) -------- به امشب به تقدیر من عشق تو به حالی که بی من، تو داری قسم به عنوان روزی که بردی منو به حسی که گفتی میایی قسم به دل خواهی اولین دلهره به گاهی که با من نبودی قسم جدا میشی و میرود خاطره ولی شک نکن من به تو میرسم نشد تا تو هستی من عاشق بشم نشد قلب ما عشقو باور کنه شب رفتنت آرزو میکنم خدا وقت دوریتو کمتر کنه به چشمای تو قبل هر گریهای قسم میخورم یاد تو با منه قسم میخورم بغض این انتظار یه روزی تو آغوشمون بشکنه -------- ساكنان دریا بعد از مدتی دیگر صدای امواج را نمی شنوند ،چه تلخ است قصه ی عادت -------- برای آخرین بار،خدانگهدار برو ، ولی خاطراتمو نگهدار برو عزیز، گریه نکن دلم میگیره فقط بدون اینجا یکی برات میمیره بعد تو عشق دیگه برای من حرومه برو، ولی بدون دیگه عمرم تمومه برو، فقط فکر نکنی کسی ندارم هیچ موقع تنها نمیشم، خدا رو دارم به تو میگم یک کلمه \"دوستت دارم یه عالمه \" برو، حرفات تو گوشمه، برو، یادت تو دلمه توی چشمام نگاه نکن، دست منو رها نکن دیگه بسه گریه نکن ، دیگه بسه گریه نکن ..... -------- فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست دوست داشتن امری لحظه ایست، اما داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است! -------- ترجیح می دهم به كفشهایم را نگاه كنم وبه خدایم فكر كنم تا اینكه بخوام به خدایم نگاه كنم و به كفشهایم فكر كنم . -------- اگر قادر نیستی بالا بروی همچون سیبی باش که با افتادنت اندیشه ای را بالا بری.\"علی شریعتی\ -------- گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز گرجه مردان همگی کشته شدند توی گهواره چوبی پسری هست هنوز آب اگر نیست نترسید که در غافله مان دل دریایی وچشمان تری هست هنوز -------- همیشه بخشنده باش شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند \" عشق بورز به آنها که دلت را شکستند \" دعا کن برای آنها که نفرینت کردند \" درخت باش به رغم تبرها \" بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست . -------- و عشق تنها عشق، تو را به گرمی یك سیب میكند مانوس، و عشق تنها عشق، مرا به وسعت اندوه زندگیها برد مرا رساند به امكان یك پرنده شدن. -------- رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید دیگر چگونه عشق ترا آرزو كنم دیگر چگونه مستی یك بوسه ترا در این سكوت تلخ و سیه جستجو كنم -------- ای کاش زندگی فوتبال می بود :تا خوشی راباس /جدایی راشوت / بی وفایی راخطا/غم راافساید و محبت را گل می کردیم.......... -------- نامم را پدرم انتخاب کرد ، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم ، دیگر بس است ! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد ......................(دکتر علی شریعتی ) -------- به پایان فکر نکن، اندیشیدن به پایان، هرچیزی را تلخ می کند، بگذار پایان تو را غافلگیر کند، مثل آغاز -------- روی هرپله که باشی خدا از توبالاتر نه به خاطراینکه خداست به خاطراینکه دستتو بگیره -------- همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان ترا که من هم برسم به آرزویی -------- پرنده می گفت درخت را باید با رنگ سبز نوشت تا من آرزوی پرواز کنم... نوشتم باران باران بارید باران بارید و مرا با خود برد... -------- عشق یعنی بغضه یک حنجره در نوبره سوز -------- دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند -------- کاش دوستی ما، مثل رابطه دست و چشم بود. وقتی دستت زخم می شه چشمت گریه میکنه و وقتی چشمت گریه می کنه دستت اشکشو پاک می کنه. اما حیف. همیشه با کسی دوست شو که قلبش اونقدر بزرگ باشه تا هر وقت خواستی خودت رو توی قلبش جا کنی نیازی به کوچیک کردن خودت نباشه! اش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود ... ************ ********* ******* یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟ رفتم و بزرگ شدم... حالا اما دیگر یادم رفته است دوست داشتن! امیدوارم با آمدن پاییز هر یک برگی که از درخت می افته یه دونه از غم های پوشالی توی دلت کم بشه و دیگه هیچ وقت جز به غم عشق غمگین نباشی -------- در وطن مثل غریبانم نمیدانم چرا؟ روز و شب سر در گریبانم نمیدانم چرا؟ هر که را از روی دل جانم فدایش میکنم مثل عقرب می زند نیشم نمیدانم چرا؟ -------- همیشه ابرها میبارندولی همه عاشق ستارهااند.مواضب باش چشمک ستاره گریه ابرها را از یادت نبرند. -------- شراب تلخ می خواهم ك مرد افكن بود زورش ك تا یك دم بیاسایم ز دنیا و شروشورش -------- دفتر نقاشی من در تو شهر غم گم شده/به کی بگم بامعرفت دلم برات تنگ شده -------- موضوع مطلب:
شعر و جملات عاشقانه،
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آذر 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
زمان:به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست بودن قول ماندن نیست. عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست و دوست داشتن دروغی بیش نیست.
---- هردریچه ای رو به شب گشودم فکرتنهایی چشمای تو بودم عاشقانه های من مال توبوده ازتو بوده هرچه گفتم و سرودم ---- تا بال و پر كوچ به رنگ سفر است، از اوج سرازیر شدن یك نفس است ، وقتی كه دو بال عاشقی میشكند، در چشم پرنده آسمان هم قفس است ---- قفس دیدم رهایی یادم آمد، تو رفتی بی وفایی یادم آمد، چو بانگ پستچی دركوچه پیچید، چكید اشكم جدایی یادم آمد ---- میدانم پس از مرگم كه آید برمزار من؟ كه بنشیند به سوگ من؟ سیاه چشمی سیاه بر تن كند یا نه؟ تو را سوگند به جان دلبرت سوگند، مرا هم یاد كن آن شب كه من در زیر خاك سرد تنهایم ---- روی آن شیشه تبدار تورا \"ها\" كردم،اسم زیبای تورابانفسم جا كردم،شیشه بدجوردلش ابری وبارانی شد،شیشه رایك شبه تبدیل به دریاكردم، باسرانگشت كشیدم به دلش عكس تورا،عكس زیبای توراسیرتماشا كردم. ---- کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود چقدر شعر نوشتیم برای باران غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود ---- یکی از عظیم ترین اسرار عشق و محبت این است که بیاموزید:چگونه آرمانهاواندیشه های ناهماهنگ رااز ذهن خود بزدائیدو همواره آرزویی را تصور کنید که صادقانه می خواهید نه آن چرا که فکر میکنید شاید بتوان بدست آورید.(کاترین پاندر) ---- خیلی سخت ادم تویه عشق نخودی باشه . تو اون دوست داری ولی اون وقتی کس نباشه با تو هست و اگر کسی بهتر از تو اومد تو دیگه ارزشی نداری . ای کاش قلبها در چهره بود... ---- خدا همه جا هست حتی وقتی تو احساس میکنی نیست ---- حاصل ضرب توانایی در ادعا همیشه یك عدد ثابت است هرقدر توانایی بیشتر باشد، ادعا كمتر است، و هر قدر ادعا بیشتر ، توانایی كمتر . (( فرانس فانتال )) ---- تسبیح نبودم ،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی مُهره دستان تو دنبال دعایی می گشت بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی از همین نغمه تاریک مرا ترساندی بر لبت نامِ خدا بود، خدا شاهد ماست بر لبت نامِ خدا بود و مرا رقصاندی دستِ ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی قلب صد پاره من مُهره صد دانه نبود تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی جمع کن :رشته ایمانِ دلم پاره شده ست من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟ ---- بر سنگ مزارم بنویس آشفته ولی خفته در این خلوت خاموش که او زاده غم بود زغمهای جهان گشته فراموش ---- هرگاه خدا را بیابی خود را گم میکنی و انگاه که به خود برسی خدا گمشده توست ---- خوشا شراب ناب/ خوشا مستی/ خوشا ترا داشتن/ خوشا بودن تو/ خوشا خوشحال بودن از اینکه هستی ---- هر کاری را که می توانی انجام دهی یا رویای توانستنش را داری...اغاز کن.در جسارت ،نبوغ و قدرت و سحر نهفته است. گوته ---- وقتی دلم هوس جنگلی سبز دارد چاره ام چیست جز آنکه خود جوانه زنم ؟ ---- دنیا کوچک است ولی احساس انسانها بزرگتر از آن چیزی است که در خلقته نهفته شده است ---- در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد. ---- تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست... امر کن تا که بمیرم ، به خدا می میرم !! ---- من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام. - چارلی چاپلین ---- موضوع مطلب:
شعر و جملات عاشقانه،
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 آذر 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
-قشنگترین لحظه هایم را با سخت ترین دقایقت عوض می کنم تا بدانی عاشق ترین پروانه ات بودم ومجنون ترین دیوانه ات هستم.
**** -اگه گفتی امروز چه روزیه؟ ... بگودیگه ... زیاد فکرنکن،امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده! **** -زندگی کن ولبخند بزن به خاطرآنهایی که با لبخندت زندگی می کنند. **** -تقدیم به کسی که در کنارم نیست ،اما حس بودنش به من شوق زیستن می دهد. **** -کاش بدونی نبودنت،یا تا ابد ندیدنت ،بهونه ای نیست برای از یاد بردنت. **** -زودباش از قلبت یک کپی بگیر،چون می خوام اصلشو بدزدم! **** -کاش قطره ای اشک بودم که در چشمانت متولد می شدم وبرگونه هایت زندگی می کردم و برصورتت می مردم تا بدانی چقدر عاشق توهستم. **** -می دونی 721 یعنی چه؟ یعنی بین 7 آسمان و 2 دنیا،1 را دوست دارم ، اونم تویی. **** -خدا از بهترین ها فقط یه دونه خلق کرده.. دقت کردی چقدرتنهایی؟ **** -دوستت دارم نه به خاطر این که دوستم بداری،بلکه لایق دوست داشتنی. **** -لیمونخور،ترش میکنی /منوفراموش می کنی آدامس بخور تا بادکنی/ منوهمیشه یادکنی! **** -مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا بی قرارت باشند. **** -دوخط موازی هیچوقت به هم نمی رسن ،مگه اینکه یکیشون برای دیگری بشکنه **** -عشق یعنی هیچ وقت از نگاه کردنش سیر نشی ،حتی اگر اون نبیندت! **** -می دونستی دیگه دوستت ندارم؟ می دونستی دیگه اهمیتی برام نداری؟ .... .... ا،ا،ا،چرا دماغم این جوری شد؟ **** -این SMS تقدیم به کسی که مهرش دنیاست،قلبش صفاست،درنگاهش محبت کیمیاست!! **** -الهی تو دقیقه باشی ومن ثانیه، که هردقیقه شصت بار دورت بگردم! **** -هزار گل تقدیم به آینه شکسته ای که لبخند تور ار هزار بار تکرار می کند. **** -یک قطعه قلب3 در 4 ویک فیش محبت با یک کپی از دوستی بیار، تا ششدانگ قلبمو به نامت کنم! **** برای خواندن ادامه اس ام اس ها اینجا را کلیک کنید موضوع مطلب:
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 آذر 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ جایی که می ری مردمی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری ، قلب می ذارم که جا بدی ، اشک می دم که همراهیت کنه ، و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم . (احمد شاملو) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جانم از غم تباه شد ای واه ، روزم از عشق شد سیاه سیاه ، سوختم ، سوختم ، دریغ ، دریغ ، مگر ای شیخ عشق بود گناه ؟! (احمد شاملو) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دز فراسوهای عشق تو را دوست دارم ، در فراسوی پرده و رنگ ، در فراسوی پیکرهایمان ، با من وعده ی دیداری بده . (احمد شاملو) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همه لرزش دست و دلم از آن بود ، که عشق پناهی گردد ، پروازی ، نه گریزگاهی گردد . (احمد شاملو) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود . (احمد شاملو) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نه در رفتن حرکت بود ، نه در ماندن سکون ، شاخه ها را از ریشه جدایی نبود ، و باد سخن چین با برگ ها رازی چنان نگفت که به شاید ، دوشیزه عشق من مادری بیگانه است ، و ستاره پر شتاب بر مداری معیوس جاودانه می گردد . (احمد شاملو) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نام خفت دهندگان را نمی خواستم و خفت کشندگان را ، می خواستم نام تو را بدانم ، و تنها نامی که می خواستم و ندانستم . (احمد شاملو) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کسی که باورت داره ، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نمیدونم چه گناهی مرتکب شدم که تو شدی دار مکافاتم. مگه تو خودت گناهکار نبودی مگه تو خطا نکردی آره من پاداش تو و تو نتیجه گناهانم. گناهم این بود که تو رو داشتم اما چقدر دیر فهمیدم چون تو زودتر از من خودت رو رها کردی از بستن زنجیر گریختی ------------------------------------- برات نوشتم از همه دلتنگیام از وقتی که در کنارم نیستی لحظه ها بدون تو چقدر دیر میگذرن بر خلاف آن زمان که در کنارم هستی لحظه به مانند بادی که شالیزارها را برقص در میارن بسرعت میگذرند و من تو ترا در بهترین لحظه های زندگیم از دست میدم اما بی تو زمان به مانند هزاران سال مرا در زندان خویش به زندانی گرفته اند -------------------------------------- رفتی ولی فضای دلم تنگ میشود باور نمیکنم که دلت سنگ میشود ای آشنای دیر رسیده کجا روی پای ترانه در پی تو لنگ میشود در این سکوت ممتد و تاریک بیکسی بین من و تو فاصله فرسنگ میشود وقتی تو هم به خاطره ام فکر میکنی غمنامه تو روی گلو چنگ میشود ای دلبری که دل به تو دادم چه میکنی اینگونه بین من و خودم جنگ میشود عاشق نبوده ای که بدانی ز رفتنت از فرط تشنگی همه بیرنگ میشود در آرزوی داشتنت دلربای من تا آخرین نفس دل من تنگ میشود --------------------------------- نگو که خونه قلبت مال من بوده وهست حیف اون قلب غریبم که به پای تو نشست عاشقم نیستی دلم حرفاتو باور نداره برو چشمای سیاهت غمو یادم میاره آره تو چشمای نازت اونی که مرده منم تو چشات عشقتو دیدم حالا آتیشه تنم آره آتیشه تنم اون که برام مرده تویی اونی که قلب منو روی هوس برده تویی نگو از روی هوس قلبمو خنجر نزدی همه حرفا رو نگفتی تو ریا رو بلدی نگو هر ثانیه بی من واسه تو سالی شده دل من از همه حرفای دلت خالی شده آره با اون همه حرفا دلو دزدیده بودی عاشقم کردی و سیب دلمو چیده بودی توی دنیای سیاهم نگو روشن میمونی برو با عشق دروغت نگو با من میمونی آره اون عشق دروغت پر از رنگ و ریاس مثه اون چشمای نازت پر از رنگ سیاس پر از رنگ سیاه و پر از حرف دروغ تویی که سنگی قلبت مثه یه شهر شلوغ آره تو شهر شلوغت دل من گم شد و مرد دلی که ساده شد و گول نگاه تو روخورد ------------------------------------ به چشمای خودت قسم دیگه بهت نمی رسم وصال تو خیالیه وای كه دلم چه حالیه اونوقتا اینجوری نبود راهت به این دوری نبود حالا كه عاشقت شدم نیستی دیگه مال خودم پاییز چه فصل زردیه عاشقیم چه دردیه سر به سرم كه نذاری بگو یه كم دوسم داری ؟ نمی مونی من می مونم میری یه روزی می دونم -------------------------------------- باش با من كه همهی رهگذران میگذرند....همه خوبند ولی خوبتر از خوب توئی. --------- چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر که از یاد یاران فراموش باشم --------- نرسیدیم به هم بازی یک تقدیریم عاقبت در هوس دیدن هم میمیریم عشقمان مخرج صفریست که تعریف نشد آه و افسوس که یک واژه بی تدبیریم بعد از آن حادثه هایی که جدامان کردند آنچنان شد که دگر از همه عالم سیریم اشک میریختیم و دل که نمیکندیم آه چه کنیم هر دو از این واقعه دلگیریم وقتی از فاصله ها گفت دلم خندیدیم فکر کردیم بهاریم که بی تغییریم باز هم نام ترا در دل خود حک کردم و محال است از این ایده خود برخیزم باز سایه بالای سرم باش عزیزم مایه برکت چشمان ترم باش عزیزم --------- ای دنیا تو كه اینگونه می چرخی و می چرخانی و از این چرخشت هیچ امان نیست بدان كه هیچ چرخیدنی جاودانه نیست …… (( پس بچرخ تا بچرخیم )) --------- عشق همان چیزی است که به شما امکان می دهد بارها و بارها متولد شوید --------- مولانا: (( نی من منم و نی تو تویی و نی تو منی,هم من منم و هم تو تویی و هم تو منی من با تو چنانم ای نگار خفتنی,کندر غلگم که من توام یا تو منی)) --------- یاد دارم کودکی بودم خرد با صدای گرم مادر هر صبحدم در میان بستری نرم و تمیز می گشودم چشم بر نور سفید می گشودم دل بر نور امید یاد دارم سفره خانه ما بوی سنت می داد داخل خانه ما جلوه ای زیبا داشت از زن ایرانی جلوه ای از یک شمع ذره ذره می سوخت و نداشت پرو ایی که به آخر برسد کودکم هوش بدار قبر مادر اینجاست جای مادر خالیست دل من تنگ شده مادرم دیگر نیست --------- حال دنیا را چو پرسیدم من از فرزانه ای / گفت با ابریست یا برقیست یا افسانه ای / گفتم آنهایی كه دل بر او نهند گو با چیست /گفت یا كورند یا كرند یا دیوانه ای / --------- عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی، دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم،درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی،گوش خواهم داد بی هیچ سخنی،در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی،در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی،اینگونه شاید احساسم نمیرد --------- به که پیغام دهم؟ به شباهنگ ِبه شب مانده به راه؟ یه به انبوه ِ کلاغان سیاه؟ به پرستو که سفر می کند از سردی فصل، یا به مرغان نکوچیده ی شهر؟ به که پیغام دهم که به یادت هستم... --------- به خاطر خاطره هایت خاطرت در خاطرم خاطره انگیزترین خاطره هاست --------- جهان هر كسی به وسعت فكر اوست --------- نخواه كه دیگران را با زیبایی و جذابیت زنانه جذب كنی . زیرا هر چند داشتن اقتدار بر دیگران ارضا كننده است ، اما به تدریج وجودت ناقص و ضعیف خواهد شد . سعی كن با الهام بخشیدن به دیگران و تحسین اهداف عالی آنها ، خود را قوی كنی --------- هفت پند مولانا: 1- در بخشیدن خطای دیگران مانند شب باش 2- در فروتنی مانند زمین باش 3- در مهر و دوستی مانند خورشید باش 4- هنگام خشم و غضب مانند کوه باش 5- در سخاوت و کمک به دیگران مانند رود باش 6- در هماهنگی و کنار آمدن با دیگران مانند دریا باش 7- خودت باش همانگونه که می نمایی. --------- می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن. الملک یبغی بالکفر لایبغی بالظلم!!!! --------- شانه هایم زیر بار غم شکست شاخه های سبز امیدم شکست عشق ما در شیشه فرهاد بود عشق شیرین ریشه اش در باد بود هیچ کس حرف صداقت را نزد هیچ کس دل را بر این دریا نزد یک نفر امروز در چشمم شکست یک نفر بار سفر بست و گسست یک نفر با خاطراتم دور شد یک نفر با قصه ها محشور شد ------------------------------------ در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو میبازی ----------------------------------------------------- چند وقت است که از من خبر نمیگیری دگر سراغی از این بی خبر نمیگیری چه شد ترا که چنین بی وفا شدی با من مگر ندای عشق ز چشمان تر نمیگیری چه شد تلالو چشمان عشق پرور تو کجاست . چه شد ان نگاه مستی اور تو که گفت با تو که من بی وفا شده ام که دید در دل من غیر نام شهپر تو هر انکه گفت از این دوری و جدایی من قبول کن که اوست حسود یا که دشمن تو به او بگو " که فقط خواری از تو میبینم نتیجه اش نبود جز جدایی من و تو " بیا کنون که دگر بین ما حدیثی نیست رویم به جاده ما با وسیله من و تو ------------------------------------------- بی معرفت تر از تو هرگز ندیده ام من گفتی که می روم من ، عاشق ندیده ام من من با تمام جانم ، گفتم که بی تو هیچم گفتی که خسته ام من ، صادق ندیده ام من من در نگاه اول ، جان را فدا نمودم گفتی که من چه گویم ؟ آتش ندیده ام من ! ققنوس گشتم ، افسوس ، خود را فنا نمودم گفتی که این معما ، حلّش ندیده ام من من هر چه با تو گفتم ، راز دلم شکفتم تنها کلام و حرفت ..... ، هرگز ندیده ام من کاش از نگاه اول ، احساس کرده بودم من یک طرف اسیرم ، شوقی ندیده ام من مجنون عشق گشتم ، پر شور و شیب گشتم اما چه سود اکنون ، لیلا ندیده ام من! یک راه تازه آمد ، حالا به ذهن جانم راهی از این عزیزم ، بهتر ندیده ام من باید تو هم بمانی با رنج و غصه جانم تا خود به خود بگویی ، آری ندیده ام من حالا که نوبت ماست مهلت بده بگویم بی معرفت تر از تو هرگز ندیده ام من ------------------------------------- این غم همیشگی را چه کنم؟ این شکست شیشه ای را چه کنم خسته ام از حکم ابر و باد و تیغ خسته ام از بغضها بی هیچ جیغ خسته ام از بارش بی انتها خسته ام از گریه های بی صدا من دلم میخواهد این بالا بمانم خسته ام میخواهم اینجا جا بمانم بس که باریدم دگر شادی ندارم با خودم آواز آزادی ندارم در زمین در گل شدم باران کجا بود؟ من که بی ایمان شدم ایمان کجا بود من که شادی بخش کوه و دشت هستم دیگر از آغاز این تکرار خستم من دلم میخواهد اینجا جا بمانم قطره ای باشم همین بالا بمانم قطره ای باشم همین بالا بمانم تا ابد حتی شده تنها بمانم --------------------------------- من همی دارم سخن با تو ؛ فقط با تو ! نه کس خواهم که گوشش بر در دیوار دل باشد نه کس خواهم که گوید با تو خواهد بود ! بیا خواهم سخن گفتن ز تنهایی ، ز بی تابی چه گویم ؟ از کجا گویم ؟ مگر در این زمان جایی برای درد دل گفتن به جا مانده ؟ مگر با هر کسی شاید زبان دل نمی دانم چرا ؟ با تو همی گویم : چرا ؟ مگر عشق و صداقت از میان مردمان این دیار پر تلاطم رخت بر بسته ؟ که همچون مار بر دور عزیزان چنبری از کینه و ماتم گرفته ؟ دل من ! ای تو همراه تمام سختی دوران تنهایی ! ای تو همراز تمام حرفهای پر ز تنهایی ! تو خود گو ، تو خود گو چرا نداری فرصتی یا مهلتی !؟ چرا هیچت نمی خوانند ؟! چرا پیشت نمی مانند ؟! نگویم بیش از این ، جانا ! نگویم تا تو هم پیش خودت ، باز به امید کسی باشی که در نزد تو آسوده نشیند که در پیش تو از رفتن نگوید که آری یار با عشق و صفا باشد که همراه تو تا آخر دنیا به جا ماند تا نگویی با من آری ، من همی فهمیده ام چرا گویند دنیا 2 روزی بیش نیست ! چون که هر کس را بداری دوست از روی صداقت به تو گوید که من تا آخر دنیا ، نخواهم رفت از برت جانا ...... !! ----------------------------------- وقتی که در کنارم هستی آرزوم این که این آخرین باری باشه که در کنارت هستم و تو رو میبینم اما وقتی نیستی آرزوم این که این آخرین باری باشه که بی تو بودن رو تجربه میکنم ----------------------------------------- دلم نیمه شبها قدم میزند در افاق بارانی چشم های تو... نه دستان من هرگز نمی توانند این سیب را عادلانه تقسیم کنند ... تو به سهم خود فکر می کنی .... من به سهم تو!!! بزرگترین اقیانوس دنیا اقیانوس ارام است اگر می خاهی بزرگ باشی آرام باش با دلم با دل تو پای بر سینه ی این راه زدیم پای کوبان، دست در دست گذر می کردیم گویی اما ته این راه دراز دزد شبگیر جنون منتظر است من و عشق و تو و این راه دراز همه روز و همه شب در پی یافتن سایه درختی، آبی در سکوت غم تنهایی خویش بین هر ثانیه را لا به لای سخن و قافیه را می گشتیم در غم عشق تو مردم اما این صدای ضربان و تپش قلب ره عشق هنوز از قدمهای بلند من و توست دل من با دل تو... دوش بر دوش هم از حادثه ها می گذریم می نشینیم به کنجی، در این بادیه ی عشق و جنون و نهال دلمان که به هم کاشته بودیم از عشق همه عشق و همه عشق دور از غارت باد سحری با دو چشم ترمان جان گیرد آری آری دل من با دل تو... می رسم من به تو یک روز اما گفتنش دشوار است که کجا؟ کی؟ به چه اندیشه؟ ولی من به دیوار سرای دل و ذهن نقشی از حرف بزرگی دارم: \" گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است\ شب زنده داری میکنم با این دلم تا به سحر گر چه دانم عشق تو بسته به قتل من کمر آتش زدی به هستیم ویران کردی آبادیم آباد کن قصر دلم بی تو در دل زندانیم هر کس روزنه ایست به سوی خداوند. اگر اندوه ناک شود، اگر به شدت اندوه ناک شود... وسعت رویاهای ما آدمها به وسعت فکرشون برمی گرده سعی کن رویاهات حرفه ای باشند. آنسوی دلتنگیها خدایی هست که داشتنش جبران تمام نداشته هاست عــشق گوش دادن نیست بلكه درك كردن است فراموش كردن نیست بلكه بخشیدن است عــشق دیدن نیست بلكه احساس كردن است عــشق جا زدن و كنار كشیدن نیست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش میدوی پرواز میكنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه یا به اندازه آرزوهاتون تلاش کنین یا به اندازه تلاشتون آرزو کنین. شکسپیر موضوع مطلب:
شعر و جملات عاشقانه،
جوک و اس ام اس،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 آذر 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
|
||